فرصت از آب گرفته ميشود
اين روزها علاوه بر آلودگي آب كه توجه رسانهاي و مديران بالاي حكومت را بخود جلب كرده است مسئله خشگسالي نيز دامن گسترده و شرايط بد را بدترمي كند. آب منبع مهم و حياتي است كه كشورما از آن كم بهره مي برد و اين منابع كم هم بخوبي مورد استفاده قرار نمي گيرد و برانامهاي براي آن نيست. با رسول زرگر از مسئولان بخش آب وزارت نيرو و معاونان سابق وزارت نيرو گفتوگو كردهام.
* شرايط در كشور از نظر منابع آبي نا مناسب و حتي در برخي مناطق بحراني است اين شرايط ناشي از چه عواملي است؟
- براساس پيش بيني هواشناسي قرار براين بود كه امسال بارش در پاييز امسال كمتر از نرمال سال آبي باشد. يعني هر سال بهطور متوسط بايد 25 درصد بارندگي سال در پاييز باشد.
* يعني از قبل شرايط كم آبي امروز در پاييز پيش بيني شده بود؟
- نه به اين ميزان يعني تصور اين بود كه بارش حدود 20 درصد كاهش داشته باشد. و اين پيش بيني بود كه در زمستان هم كه ما بهطور معمول 50 درصد كل بارش سال را داريم و پيش بيني بارش كافي شده جبران كمبود بارش پاييز رخ دهد. و در بقيه سال هم پيش بيني خاصي نداشت.
در مقابل پيش بيني همكاران ما در وزارت نيرو اين بود كه سال آبي امسال نرمال خواهد بود.
آنچه كه در عمل اتفاق افتاده است در دو ماهي كه تا آخر آبان رخ داد در سطح كشور كمتر از 11 ميليمتر بارش رخ داده است.
اين مسئله يعني اينكه بارش تا كنون نسبت به درازمدت نزديك به 57 درصد نسبت به پارسال 67 درصد كاهش بارش داشتهايم. اين يعني ميزان كاهش بارش بيشتر از ميزان پيش بينيهاي ما بود.
* بنابراين ميتوان گفت كه خشكسالي رخ داده است؟
- چون 2 ماه از سال آبي گذشته نميتوان اعلام كرد كه خشكسالي داريم. ولي ما 2 ماه از سال را ازدست داديم و بخصوص در كشت پاييزه تاثير داشته است. و اين يك كاهش شديد بارش است. اگر در زمستان براساس پيش بيني هواشناسي جبران شود ولي كم آبي رخ داده و متوسط بارش در سال آبي پيش رو در 6ماهه سال قبل و شش ماهه درازمدت با كاهش مواجه ميشويم.
در سدهاي كشور هم شايد افزايش ذخيره نشان دهد يعني پارسال اين زمان حدود 13 ميليارد ذخيره آب پشت سدها بود اما امسال 16 ميليارد ذخيره آب است. اما اين عدد گويا نيست. دليل آن اين است كه دو سد آب گيري شده كه كارون 4 و غيره كه عمده افزايش ذخيره سدها را منجر شده ولي از طرف ديگر در سدهايي مانند زاينده رود، درود زن، لار و 15خرداد كاهش ذخيره داريم كه قابل توجه است و نياز به يك برنامه محتاطانه براي حفظ اين ذخيرهها هست كه با كمبود در آب شرب و كشاورزي در اين مناطق روبرو نشويم.
* اين شرايط با توجه به اينكه ما به طور طبيعي مناطقي بحراني داريم آيا منجر به تشديد مشكلات اين مناطق نميشود. علاوه براين مناطقي نيز كه شرايط عادي داشتهاند در اين شرايط با سختي مواجه ميشوند. اين معضل آيا يك راه حل كوتاه مدت و درازمدت ندارد كه نوسان مكرر شرايط آبي را شاهد نباشيم؟
- براي استانهايي مثل فارس، قم، سيستان و بلوچستان و سمنان كه چند سال است كه با خشكسالي مستمر مواجه هستند و از آبهاي سطحي اين مناطق بهرهبرداري بيشتري ميشود كه كار خوبي نيست و فشار به منابع آب زيرزميني اين مناطق وارد ميكند.
مي شود گفت 2 گروه كار بايد انجام شود. يكي مهار آبهاي موجود است و يا انتقال منابع آبي از مناطق ديگر است. تعدادي طرح در اين زمينه ها در حال اجراست. يكي هم مديريت مصرف است. اينكه گفته ميشود مديريت مصرف همه به آب شرب توجه ميكنند. آب شرب مهم است و پر ارزش هم هست. اما مصرف آب شرب درصدي كمي از مصرف را كه حدود 6 تا 7 درصد است شامل ميشود بخش عمده آب در بخش كشاورزي مصرف ميشود. مديريت مصرف هم در اين بخش يعني تغيير الگوي مصرف كشت تغيير راندمان و بهره برداري از آب كه مي تواند در ميزان مصرف آب موثر باشد.
در برنامههاي بلندمدت مانند برنامه سوم چهارم و حتي در برنامهاي كه بايد اجرا شود يعني برنامه پنجم در اين زمينهها مواد قانوني هست و بوده كه بايد تغيير الگوي كشت و افزايش راندمان و بهرهوري باشد افزايش يابد ولي دستگاههاي مربوطه در اين موارد به ميزان كافي تلاش نكردهاند و كمتر پرداختهاند به اين كارها.
* اين كه ميفرماييد كمتر پرداخته اند يعني كمبود بوجه بوده مشكلات مديريتي بوده يا موازي كار شده است؟
- نه، به نظر من هنوز براي مجريان اين مسئله جا نيافتاده است. يعني اهميت قضيه هنوز براي همه جا نيافتاده است. ما بايد طبق برنامه راندمان آبياري كشاورزي را از 37 درصد به حداقل 50 درصد برسانيم. اين كار هزينه دارد بايد تلاش كرد و كاري غير ممكن هم نيست. اما آنچه كه تا بحال در عمل اتفاق افتاده است كمتر از پيش بيني هاي برنامه بوده است.
* چرا برنامه محقق نشده است. چرا كسي به اهميت اين مسئله توجه نمي كند و برايش قابل درك نيست؟
- شايد يك دليل اين است كه به مديريت عرضه بيشتر از مديريت تقاضا و مصرف هستند. اين بيشتر بر ميگردد به يك رويكرد استراتژيك. خشكسالي ها شايد مديران را به اين سمت بكشاند تا يك مديريت استرتژيك را دنبال كنند.
* متاسفانه خشكسالي يك حادثه مقطعي است و زماني رخميدهد و مسئولان در مورد آن سخن ميگويند و تبليغاتي ميشود اما بعد فراموش ميشود. همين امر شرايط ناپايدار آبي در كشور را دامن ميزند؟
- بله ولي ديگر به نظر من ما شاهد خشكسالي نيستيم بلكه به يك بيماري مزمن كم آبي مواجه هستيم كه مقطعي نيست و دائمي است.
خشكسالي براي مثال در يك دوره مشخص و زمان خاص رخميدهد كه 7 سال يا 8 سال است و بعد ترسالي نيز براي مدت مشخصي رخ ميدهد. وقتي استثنا ميشود قاعده ما به سمت يك خشكي بيشتر يا كم آبي بيشتر ميرويم.
* يعني تغيير اقليم در كشور در حال رخ دادن است كه بخشي تحت تاثير عوامل جهاني است كه با گرم شدن هوا تحت تاثير آلوگي محيط زيست پيش بيني شده كه رخ ميدهد؟
- بله بخشي تحت تاثير اين عامل تغيير اقليم است و بخشي تحت تاثير دخل تصور داخلي است.
براساس پيش بينيها با تغيير اقليم كمر بندهاي خشك مانند ايران با كاهش بارش مواجه ميشوند. اما بخشي نيز به ساخت و سازهايي كه ما در محيط زيست انجام ميدهيم ربط دارد. كاهش پيكرههاي آبي تغيير كاربري زمين و فعاليتهاي آبخوانداري و آبخيزداري و افزايش درجه حرارت و غيره موجب ميشود كه اقليم تغيير كند. تغيير اقليم جهاني و بينالمللي و تغيير اقليم ملي در اين روند موثر است.
* اين شرايط از همين امروز با توجه به شرايطي كه در آن هستيم و سياستهايي كه در حال اجراست به سمت بد ترشدن ميرود. بنابراين ميتوان گفت كه به سوي يك شرايط خشكي و كم آبي مداوم درحال حركت هستيم. آيا اين شرايط راه حل ندارد؟
- راه حل اين شرايط مديريت بهم پيوسته منابع آبي است. بايد يك تغيير جدي در مديريت منابع آبي كشور رخ دهد.
* يعني يك مديريت فرا بخشي و چند وجهي نياز است. يك تغيير ساختاري در وزارت نيرو رخ داد اين تغيير اين هدف را محقق نكرد؟
- نه، ما يك تغيير فراتر از ساختار نياز داريم. يعني يك چيزي كه در جهان تحت عنوان مديريت بهم پيوسته منابع آب مطرح است. يا چيزي كه شما در سوال مطرح كرديد يعني مديريت فرابخشي و چند وجهي. مديريتي كه در آن مديريت عرضه، مديريت مصرف و تقاضا، مديريت استفاده بهينه از آب و اولويت تخصيص منابع در آن مورد توجه باشد. اين مديريت است كه اگر باشد شرايط به سوي بهبود حركت ميكند و اصلاح ميشود.
* اين سياستها و برنامهها قرار بود كه در كشور اجرايي شود و مقرراتي تصويب شده بود كه اجرايي شود؟
- بله اما تغييراتي كه در مديريت كلان كشور رخ ميدهد باعث ميشود كه طرحهاي اساسي و كلان با مشكل مواجه شود و ناشي از آشنايي مديران جديد با طرحهاي قبلي است.
راهحل ها و برنامه ها اجرايي نبايد با تغيير مديران متوقف شود. البته بحث ثبات مديران نيست بحث ثبات مديريت و برنامه ها و استراتژيهاست.
* يعني با توجه به اينكه بخش آب حياتي است و به زندگي و حيات كشور بستگي دارد هيچ حركتي به سوي يك مديريت يك پارچه برنداشته است؟
- امروز اگر بپرسيد كه چه ميزان از برنامههاي 3 تا 4 سال گذشته محقق شده من ميتوانم بگويم كه كم بوده است.
* اين كه منابع آب را حفظ كنيم و محيط زيست را به نحوي مديريت كنيم كه منابع آب را از دست ندهيم و غيره كه وظيفهاست و نه يك دست آورد مديريتي؟
- بله به همين دليل در اين بخش بايد كمي با احتياط برخورد كرد و در تغييرات مديريتي دقت كرد كه از هدف منحرف نشويم.
* در بحث مديريت بهم پيوسته در همان زمان كه مطرح بود يك مسئله نيز مهم بوده و هست و آن بحث ارزش اقتصادي آب و سياستهاي اقتصادي در اين بخش است در اين زمينه چه تحولي رخداده است؟
- در اين زمينه هم تفاوتي رخ نداده است. ما تصور ميكرديم كه اين معضل با اجراي قانون هدفمند شدن يارانهها اصلاح شود اما برداشت من از مواضعي كه اعلام شده اين است كه اين مسئله در بخش آب محقق نميشود.
بنابراين اين فرصت در براي وارد شدن به يك فضاي اقتصادي از آب گرفته ميشود. اگر شش مولفه مديريتي براي آب باشد مولفه اول يا دوم مولفهاقتصادي است. بهطور تقريبي ميتوان گفت كه از اين نظر در مرحله صفر هستيم. ما وقتي از بهرهوري آب را هدف گذاري ميكنيم بايد معيار داشته باشيم و در اين زمينه در جهان براي توليد 2 كيلو گرم مواد مورد نياز در بخش كشاورزي يك متر مكعب آب مصرف ميشود در ايران ما ميگوييم 600 گرم و در وزارت جهاد كشاورزي ميگويند 800 گرم.
* با اين شرايط پيش بيني از آينده ميتوانيد ارايه كنيد؟
- شرايط اگر اصلاح نشود و مديريت استراتژيك بهم پيوسته منابع آب اجرايي نشود بحرانها ادامه مييابد پايدار ميشود و تبعات گستردهاي خواهد داشت. نبايد فقط به مديريت سازهاي توجه كرد.


0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی